|
ابتدأ بقدرته الخلق ابتدائاً؛ حضرت، حمد الهي را به جا آوردند و يكي از مواردي كه حمد به آن تعلق گرفت، خلقت بود كه وقتي انسان با تجليات الهي روبهرو است اين تجليات را همانطور كه خداوند ميخواهد ببيند.
هر آن چيزي كه در صحرا نهاديم / تو زيبا بين كه ما زيبا نهاديم
اين تجلي خوب بوده كه صورت گرفته و اين تابلو زيبا را قشنگ كرده و هر گلي كه در يك فرش هست در زيبايي كلي آن اثر دارد. اگر اينطور ببينيم به همه تجليات شكر ميكنيم از صميم قلب به احسن وجه ببينيم كه كاملترين شكل را دارد. بتوانيم با آن ارتباط خوب برقرار كنيم. حمد به جا ميآوريم كه كل نظام خلقت خلق شده است.
نميتوان دست روي خلقتي گذاشت كه خلقت آن عجيب و منحصر به فرد نباشد.
هر كاري كه بشر ميكند تقليدي است از طبيعت و خداوند. استعداد و... را خدا داده است. اما بشر راهي ندارد جز اينكه الهام بگيرد.
خداوند مالك و خالق شماست و خالق آن چيزهايي است كه شما ميسازيد. اختراعات بشر مبتني بر قواعدي است كه خداوند در نظام خلقت قرار داده است. وقتي خدا نخواهد اختراعات بشر كاري انجام نميدهد. اگر قوانين برداشته شود، اختراعات بشر خنثي است.
هيچ فكر و انديشهاي توان تصور مخلوقات را قبل از خلقت آن نداشته است.
مشكل ما در معرفت اين است كه همه خلقت را عادي ديدهايم. اگر كسي ميخواهد در معرفت به روي او باز شود، بايد نسبت به همه اشياء و امور غيرعادي نگاه كند.
اميرالمؤمنين «عليهالسلام» در نهجالبلاغه ميفرمايد: اگر شما دست ياري به من ميداديد من از اين آب خانههاي شما را روشن ميكردم.
بايد در نظام خلقت دست از حجاب عادت برداريم تا معرفتمان شكوفا شود. هيچ چيز در نظام خلقت نمييابيد مگر اينكه وقتي به سراغش برويم ما را متحير ميكند.
هركس هرقدر حجاب را بيشتر پاره كند، درهاي معرفت بيشتر باز ميشود. اين خودش يك اسم اعظم است. در درون خودتان ببينيد چهقدر موفق ميشويد. اگر حجاب عادت را پاره كنيد، هرقدر تلاش كنيد بيشتر باب معرفت باز ميشود. تمريني است كه در عين سادگي به مقداري تمرين احتياج دارد و باب معرفت باز ميشود.
امام صادق «عليهالسلام» فرمودند: خداوند عزوجل عالم دنيا را بر مثال ملكوت خودش خلق كرده است. هرچه كه در دنيا ميبينيم نمونهاي از آن ميلياردها برابر پيشرفتهتر از آن در نظام برزخي ميبينيم.
هيچ شيئي از اشياء نيست كه شما با آن سروكار داريد مگر اينكه ملكوتي دارد. همه اشياء عالم با نظام ملكوت و مثال و برزخ اداره ميشود. اگر حجاب عادت را پاره كنيد راه براي پاره كردن حجابهاي مثالي و برزخي باز ميشود و تا پشت ديوارههاي مثال و برزخ ميرويد.
نبايد به كاملترين و پيچيدهترين خلق (انسان) بهصورت عادت نگاه كنيم. فاصله و حجابي كه بين ما و نظام ملكوت وجود دارد، حجاب عادت است كه مهمترين حجاب ميباشد.
(سبحان الذي ملكوت كل شيء)؛ خداوند تبارك و تعالي موجودات را خلق و راهاندازي كرد. همه مخلوقات را به طريقي كه خودش خواست راهاندازي كرد.
همه موجودات از انسان، گياه، جماد و حيوان همه حشر دارند و به سمت هدف خاصي در حركتند. اگر قرار باشد در مورد پيكره خلقت هر چيزي توضيح داد هزاران تأليف نياز است. آنچه كه بايد بدانيم بسيار بيشتر از آني است كه الان ميدانيم.
هيچكدام از مخلوقات نيست كه روي آن دست بگذاريم و بشر ادعا كند كه همه ابعاد وجودي آن را كشف كرده است (حتي يك اتم)
خداوند تبارك و تعالي هدف نهايي خلقت را در مورد خلقت انسان معرفت الله معرفي ميكند.
مهمترين هدف خلقت اين است كه؛ انساني بهوجود بيايد كه توان خليفه اللهي را داشته باشد. (بايد ميل و اراده باشد براي كشاورزي + زمين مستعد + هر ميوهاي در هر زميني نميرويد + بذر مناسب و با كيفيت + شيوه كاشت، داشت و برداشت و مراقبتهاي لازم)
ميوه زماني به درد ميخورد كه خوراك انسان شود. ماجراي خلقت انسان نيز همينطور است مثل مقدمات باغ است.
آمدن انبياء و ائمه «عليهمالسلام» و غيبت امام زمان «عليهالسلام» و رجعت ائمه «عليهمالسلام» و دوران حكومت آل الله همه عبث است اگر معرفتالله صورت نگرفته باشد. نزديكترين آدمها به خداوند كساني هستند كه به معرفتالله برسند. اگر كسي حركت كند و از منزل به مسجد برود براي شركت در نماز جماعت، خداوند هفتاد هزار درجه به انسان ميدهد. همه ثوابها مقدمهاي است براي رسيدن به معرفتالله. با شركت در جلسات ديني ملائكه حضور دارند و براي ما استغفار ميكنند.
دانايي بايد تبديل به دارايي شود. لياقت آدم فقط اين است كه استاد حرف از خدا و معصومين «عليهمالسلام» بزند. ميوة خلقت، انسان است. اگر انسان نباشيم، حيوان، جماد و نبات ميشويم. خوشبختي انسان، رسيدن به انسانيت است. اول معرفت ذهني و عقلي و بعد معرفتالله است. اراده خدا اين است كه انسانهايي بهوجود بيايند كه اهل معرفت باشند. تمام شئونات زندگي بايد تابع معرفت باشد. هيچوقت به معرفت و شدن نگوييد وقت ندارم. (زشتترين توجيهي است كه انسان بياورد كه به ميوه شدن بگويد وقت ندارم) بايد از كارهاي ديگر كم كنيد. به بخش انساني و كودك عزيز روان بگوييد: ميخواهم بشوم. جنين خوب به همه موانعي كه مانع تولد سالم ميشود، ميگويد نه. ساير شئون را تابع رسيدن به بخش انساني قرار دهيد. يك چيز واجب است كه دير يا زود كه ميميريم از ما يك باطن و چهره انساني ميخواهند.
امكان بهرهبرداري از شرايط زيستي آخرت وجود ندارد مگر با يك باطن انساني. همانطور كه يك جنين با پيكر انساني خوشبخت و سالم متولد ميشود و بهرهبرداري ميكند. خيلي وقتها گرفتار واجباتي هستيم كه نفس ما و شيطان بر ما واجب كرده است.
آينده قطعي ما ابديت ماست كه اگر خودمان را آماده نكرده باشيم ميبينيم كه آن طرفيم. يك لحظه چشم باز ميكنيم ميبينيم در برزخ هستيم. آمادگي براي رفتن داريم؟! جدي ترين مسئله اين است كه قرار است بميريم و نميدانيم چه وقتي؟!
كليد همه بديها، تنبلي و بيحوصلگي است. بيشتر جهنميها لياقت جهنم را نداشتند ولي بهواسطه اينكه حوصله بهشت را نداشتند جهنمي شدند.
|