|
چقدر جشن بگیریم و کف زنی بکنیم؟ |
سرود آینه را، سازها دِرو کردند
سبوس گندم ما را، عوض به جُو کردند!
چقدر ریسـه کشیدیم و بعضی از مَردم،
ز بی قراری ما، رد شدند و هوووو کردند!
چقدر جذبه ی عشق ِتو را هدر بدهیم؟
عقاب عصمتمان را به غیر، پَر بدهیم؟
چقدر جشن بگیریم و کف زنی بکنیم؟
ز روزنـه، طلب نور و روشـنی بکنیم؟
نمیرسد به شما، بانگ بی نوایی من
تنیده ناله ی یبن الحسن کجایی ِمن
ألا مسافر شبـگرد در بیابانـها
چقدر بی تو گذشتند مِـهر و آبانـها!
برای آنکه ببینی به ماچه میگذرد؛
بیا تو سَرزده یک روز درخیابانها!
به نرمیه قدم ِصبح میرسی از پُشت
تویی که بود و نبودت، تمام مارا کشت!
اثری از هانی
|