
بعثت حضرت رسول اكرم در شرايطي واقع شد كه جهان آن روز در جهل وظلم بسر مي برد. دعوت عام حضرت رسول از خويشان ونامه نگاري ان حضرت براي سران امپراطوری های بزرگ مانند قيصرروم و پادشاه ايران براي پذيرش دين اسلام و پرستش خداي يگانه , دعوتي بود حیاتی براي خروج جهانیان از وادي ظلم وجهل و پناه گرفتن در دامن نورالهی وعدل سرمدی ...
شايد بتوان وضعيت آن روز جهان بويژه در سرزمين حجاز را همانگونه كه جعفر ابن ابيطالب توصيف كرد بهتر دريافت ؛ آنگاه که در دربار نجاشی پادشاه حبشه وضعیت عصر جاهلی را اینگونه وصف کرد:
“ ...ما مردمي نادان بوديم ، بتهاي سنگي وچوبي را پرستش مي كرديم،گوشت مردار مي خورديم ،كارهاي زشت اتجام مي داديم ،براي فاميل وارحام خود حرمتي نگاه نمي داشتيم ، نسبت به همسايگان بدرفتاري مي كرديم ، نيرومندان مابه ناتوانان زورگويي مي كردند..."
ودرچنين شرايطي بود كه پيامبر اسلام رحمه للعالمين شدوبشيري و نذيري براي هدايت بشر بسوي خالق يكتا.
و امروز پس از گذشت 15 قرن بشر همچنانن در ظلم و تباهی غوطه ور است . جاهليت و ظلم همه عرصه گيتي رادر برگرفته و جهان تشنه ظهور مردي است كه بايد كار محمدي كند و جهان رااز ظلمت وجهل برهاند. علائم ظهور به نزديكي آمدنش بشارت مي دهدوبه تعبير بعضي بزرگان دوران "ظهور صغري "فرارسيده است.كار مهدي عليه السلام مانند كار محمد صلي الله عليه واله وسلم است.همان كسي كه سخنانش چنان است كه گويي دين جديد آورده است.مهدي وارث پيامبران است ؛طول عمرش رابا آدم ونوح،پنهاني ولادت ودوري از مردم را با ابراهيم وموسي، زيبايي وجود وناشناس بودنش در ميان مردم را با يوسف، قضاوتش به حكم داوري را باداود،جهانداري وحشمتش راباسليمان،فرجش بعد از شدت راباايوب،رجوعش به مردم پس ازغيبت در هيات جوانان رابايونس ،نورانيتش راباعيسي وانقلاب وغلبه اش بر جباران را بامحمد(ص)قياس مي كنند.
مهدي با ظهورش در پي رفع ظلم از انسانيت وانسانهاست.ظلمي كه به مراتب دردناكتر ازظلم فردي ظالماني مانند فرعون ونمرود و آتيلاست.از وجود بارز ظلم درقرن حاضرظلم فكري است كه ازطريق دهها مكتب بشر ساخته وخود بنياد بشري مانند كاپيتاليسم ،ليبراليسم، كمونيسم و...بربشر رواداشته مي شودوبشر را اسير وبنده خود ساخته است.ظلمي كه چندين قرن استعمار واستثمار را در قالبهاي قديم و مدرن باخود براي بشر امروزي به ارمغان آورده است.ظلم به بشريت دونوع استضعاف “ فكري و فرهنگي” و”اقتصادي” رابراي بشر باعث شده است.سرگشتگي ، بحران هويت ، معنويت گرايي كاذب ،عرفانهاي دروغين پست مدرن ،مسيحي ، يهودي ، هندي ، نيهيليسم ، فساد و بي بندوباري , شیطان پرستی , پیروی از فرق ضاله وباطله و... حاصل همين استضعاف فرهنگي انسان معاصر است. طغیان بشر امروز علیه خود حقیقی, طبیعت ,خدا ودیگر انسانها باعث بروز بحرانهای عمیق طبیعی , جنگها , امراض وبیماریهای نوظهور,انقراض نسل هزاران گونه ی گیاهی وجانوری , خشکسالی وکم آبی , آلودگی محیط زیست , آلودگی صوتی , تباهی نژادی ,گرسنگی ,گرم شدن زمین و... شده است..از سوی دیگر تمركز 85 درصدازثروت جهاني در دست 10درصد جمعيت جهان وجهي دردآلود از ظلم آشكارمادي واقتصادي بربشر امروزرا به نمایش می گذارد. همه ی این بلایای طبیعی وانسانی جهان را بيش از پيش محتاج بعثتي ديگر مي كند ؛ بعثتي كه با ظهور يك انسان كامل ومنجي آسماني ومتصل به جهان غيب نمایان می شود و عدالت را برسراسر جهان حكمفرما مي كند وبشر رااز طغيان وسركشي بازداشته و او را با عبور دادن از مرزهاي عدالت انفسي به سمت عدالت آفاقي رهنمون مي شود.
آن روز نزديك است انشاء الله.
|