|
امام سجّاد (ع) و زبور آل محمّد (ص) از زبان امام خامنه ای |
 امـام سجّاد علیـه الصّلاة و السّلام، آن مرکز نورانیت، آن معــدن معنویت و کمـال، زیـن همه ی عابدین عالـم، در دعاهـای صحیفـه ی سجّــادیه با خـود چگونـه مواجــه می شود و خود را چطور در مقابل پـروردگـار عالـم قـرار می دهـد و استغـاثـه می کند!
دعاهای این بزرگوار، ضمن این که در حدّ اعلی، استغاثه ی به خداست از معارف اسلامی هم پر است. یعنی صرفاً دعا نیست؛ بلکه در لباس دعا، همه ی معارف اسلامی – توحید و نبوت و... – تعلیم داده شده است...
* صحیفه سجادیه عصاره ی معارف اسلامی
اگر همین صحیفه ی مبارکه ی سجّادیه را –که به مناسبت ولادت این بزرگوار جا دارد توجه و اهتمام بیشتری به این کتاب بسیار عزیز بشود– کسی نگاه کند، خلاصه و عصاره ای از تفکّر اهل بیت (علیهم السّلام) در این کتاب گنجانده شده است. در صحیفه ی سجّادیه، ایمان عمیق، عرفان واضح و دور از ابهام، توجّه کامل به مبدأ عظمت و معبود و ذات اقدس الهی، اهتمام به امور مردم، مسلمین – امور آحاد مردمی که با انسان مرتبط اند – اهمیّت به افتخارات اسلامی و صدر اسلام موج می زند. کتابِ زندگی عارفانه و عاشقانه و عاقلانه و خردمندانه است؛ مجموعه ای از این هاست. و دریای موّاج روایات اهل بیت (علیهم السّلام) هم از طرف دیگر. این چیزهایی است که امروز دنیای اسلام به این ها نیازمند است.
* جایگاه دعا در تعلیمات اهل بیت(ع)
در یک دیدگاه دعا وسیله است برای رسیدن به حوائج و مقصودها و هر آنچه که انسان می خواهد و آرزو می کند و در دیدگاه دوّم، دعا وسیله است برای فهمیدن معارف الهی. امّا دیدگاه سوم برای دعا این است که انسان با دعا و تضرّع و عرض حاجت، خود را به خدای متعال نزدیک کند. نفس دعا کردن تقرّب الی الله است.
بشر با تضرّع در پیش خدای متعال است که عـروج می کنـد و اوج می گیرد. بد بختی انسان وقتی است که از خدای متعال غافل شود. سیه روزی انسان وقتی است که خود را به خدا محتاج نداند. ناکامی بشر وقتی است که برای انس و ارتباط با خدا، جایی در زندگی قائل نباشد. هرچه بدی در دنیا هست از این جاست.
* نمونه ای از مناجات های انسان سازِ سیّد عبادت کنندگان
در یکی از دعاهای صحیفه ی سجّادیه، صحیفه ی ثالثه ی سجّادیه، در آخر دعاهایی که مابین نافله و فریضه ی صبح خوانده می شود، از امام سجّاد (ع) چنین نقل شده است: « اللّهم ارزقنی عقلاً کاملاً و عزماً ثاقباً و لُبّاً راجحاً و قلباً زکیّاً و علماً کثیراً و ادباً بارعاً» آن حضرت شش چیز از خدای متعال خواستـه است. می فرمـاید: خـدایـا! عقـل کامـل، اراده ی نیرومند، لبّ راجح – که من روی این خواسته ی سوم می خواهم تکیه کنم– دل پاکیزه، دانش بسیار و ادبی برجسته و درخشان به من عنایت کن.
نکته و خواسته ی سوم، لُبّ راجح است. معنایش این است که « باطن و مغز کار من، از ظاهر و شکل کار من بیشتر باشد.» ببینید امام سجّاد (ع) از خدا چه خواسته است! من می خواهم برای شما مردم مؤمن، برای ملّت بزرگ ایران، برای دل هایی که به نور ایمان روشن شد و با سخن و عمل خود دنیایی را روشن کرد، این نکته را تکرار کنم. «لبّاً راجحاً».
ما دو نوع آدم داریم: یک نوع، آدمی است که هرچه هست در ظاهر اوست. ظاهرش جذّاب و چشمگیر و احیاناً خاشع کننده و خاضع کننده است. امّا باطنش پوک و پوچ است؛ چیزی در او نیست. این بدترین نوع آدمی است که می خواهد منشأ آثار بزرگ باشد. پناه بر خدا! امّا یک نوع دیگر، آدمی است که باطن او بر ظاهرش ترجیح دارد. ظاهرش هرچه هست، باطن او بهتر و بیشتر از ظاهر جذّابیت دارد. امام سجّاد (ع) به ما درس می دهد که از خدا بخواهیم آدمی از نوع دوم باشیم.
می دانیم که دعاها، فقط خواستن از خدا نیست؛ بلکه درس برای خود ما نیز هست. ریــاکــاری، مـال آدم نــوع اول اسـت. سُمعــــه از آنِ آدم نــوع اوّل اسـت. پوکــی و بـی مغـزی، ویژه ی آدم نوع اول است. چنین آدمی نه در جنگ به درد می خورد نه در شدّت به کار می آید و نه بارهای سنگین را می تواند بر دوش بگذارد. هرچه دارد فقط ظاهر اوست! امّا تربیت اسلامی غیر از این است.
تربیت اسلامی بر این مبناست که ظاهر را باید حفظ کنی، امّا باطنت باید از ظاهرت بهتر باشد. کسانی نگویند « ظاهر هرطور بود، بود. اصل باطن است.» بله، اصل باطن است. امّا ظاهر باید نمودار باطن باشد: « الظاهرُ عنوانُ الباطن» ظاهر را هم باید درست کرد. هیچ کس نباید تظاهر به کار خلاف کند. اگر از عمل و سیمای کسی آثار عبادت خدا دیده و شناخته شود، تأثیر بسیار خوبی می گذارد. امّا در همان حال باید باطن از ظاهر بهتر و سنگین تر باشد.
برگرفته از بیانات گهربار معظم له در سالهای 86،76،72،68 و...
|