محرم که می آید و بیرق های سیاه برافراشته می شود احساس غریبی به درون هر انسان آزاده و آگاهی اعم از مسلمان وغیر مسلمان سرک می کشد . چتر سیاه غم بر آسمان دل سایه می اندازد و چشمها بارانی می شود. گویی حوادث سال 61 هجری یکایک در پیش چشم رژه می روند و هر یک فصلی از کتاب انسانیت را دوباره مرور می کنند...
تمام عبادات براي اين است كه تربيت بشويم و پيش برويم
جسم انسان بدون ورزش، ضعيف و لاغر و بيقدرت خواهد بود. هر كسي باشيد، هرچه بنيه قوي و نيرومند داشته باشيد، اگر ورزش نكرديد و خورديد و خوابيديد، بدن، ضعيف ميماند؛ شكي در اين نيست؛ همچناني كه اگر ورزش نكنيد، بدن شما آن رشد لازم را نميكند؛ زيباييهايي هم دارد كه ورزش آنها را آشكار خواهد كرد؛ بدون ورزش، نميشود. روح شما هم عيناً همين طور است؛ بدون ورزش، بدون تمرين و رياضت، ممكن نيست شما قوي بشويد...
اي بسا انسانهايي هستند با جسمهاي نيرومند و زيبا؛ ولي با روحهايي لاغر، زشت، ناتوان و ضعيف؛ اين، به درد نميخورد. تمام عبادات براي اين است كه ما ورزش كنيم؛ تربيت بشويم و پيش برويم؛ البته بايد عبادات را شناخت. عبادات هم جسم و روحي دارند. جسم عبادات، به تنهايي كافي نيست. نماز را كه انسان بخواند، ولي در حال نماز، توجه به خود ذكر نداشته باشد، ملتفت نباشد كه چه ميگويد و با چه كسي حرف ميزند، مضامين نماز را به كلي از روي غفلت ادا بكند، اين نماز، نماز بيفايدهاي است.1 تعيين كنندهها در زندگي
در عمر شما، گاهي بعضي از روزها و بعضي از ساعتها و بعضي از سالهاي كوتاه، تعيين كننده بوده است؛ مثلاً اگر در دوراني كه ميتوانستيد تحصيل كنيد، تحصيل كرده باشيد، سرنوشت شما يك چيز است و اگر نكرده باشيد، يك چيز ديگر است. اگر ورزش كرده باشيد، سرنوشتتان يك چيز است و اگر نكرده باشيد، يك چيز ديگر است. چنانچه در جواني، رعايت اخلاق و تهذيب نفس كرده باشيد، سرنوشتتان يك چيز است و اگر نكرده باشيد، چيز ديگر است. در عمر ملتها نيز همين طور است.2 تعليم و تزكيه با هم
«وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَه». خداي متعال، پيغمبر را فرستاد؛ تا او تعليم بدهد و تزكيه كند.
بنابراين، تعليم و تزكيه با يكديگر است. اين دو را از هم جدا نكنيد. اين باور كه هر كسي وارد ميدان علم شد، بهطور طبيعي بايستي از فضيلت و معنويت و اخلاق كناره بگيرد، فكري كاملا غلط و وارداتي و متكي به پيشينهاي است كه در اروپاي مسيحي به وجود آمد و به كلي با محيط اسلامي و با فهم و تعاليم اسلامي، سازگار نيست؛ چرا كه اگر دانشمند، با فضيلت و با اخلاق باشد، در هر رشتهاي، از آن ميتوان اميد براي اعتلاي بشريت و اعتلاي كشور خودش داشت. اين دانشمند، هدفها را هدفهاي ارزشمند ميكند و حركتش حركت به نفع انسانيت و به نفع عدالت و به نفع فضيلت و در جهت مقابلِ نابسامانيهاي عجيب دنياي امروز خواهد شد. شما سعي كنيد اينجور دانشمنداني در آينده باشيد و هدف خودتان را اين مسائل قرار دهيد؛ انسانهايي باشيد كه ميتوانند چرخ دنيا را در جهت درست، به حركت دربياورند. اين را براي خودتان هدف قرار دهيد و اين، ممكن است؛ البته بايد كارهاي مقدماتي فراواني براي رسيدن به آن هدف انجام بگيرد.3
پي نوشت:
1. از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با اقشار مختلف مردم (روز سي ام ماه مبارك رمضان)، 06.02.1369.
2. از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با فرمانده و جمعي از پرسنل نيروي هوايي ارتش، 18.11.1375.
3. از سخنان رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان نخبه و دانشجويان، 5.7.1383.
دوره جواني، دوره توانايي است. اين توانايي در چه چيزهايي بايد به كار برود؟
به اعتقاد من، بايد عمدتاً در تحصيل علم، در ايجاد صفاي نفس و روحيه تقوا در خود و ايجاد نيروي جسماني در خود - كه ورزش باشد – به كار رود. اين سه مورد، عمده است؛ يعني اگر در يك جمله كوتاه از من بپرسند كه شما از جوان چه ميخواهيد؟ خواهم گفت: تحصيل، تهذيب و ورزش. من فكر ميكنم كه جوانان بايد اين سه خصوصيّت را دنبال كنند.
تحصيل، اعم از تحقيق و كارهاي علمي هم هست؛ چون اين نيرو در جوانان هست؛ بايستي در كار تحصيل علم، خيلي تلاش كنند. امروزه آن طور كه شنيدهام، در دانشگاهها جوانان خيلي گُرده زير بار كار علمي سخت نميدهند. اين، چيز خيلي خوبي نيست. چطور ما به جواني كه تحصيل علم نميكند، دوره دبيرستان را متوقّف گذاشته و به دانشگاه
نميرود، توصيه ميكنيم كه برو درس بخوان؛ اما به آن دانشجويي كه در دانشگاه كار علمي سخت نميكند، توصيه نكنيم كه كار علمي بكن؟ واقعاً بيايد دانشگاه چه كند؟ بايد به دانشگاه بيايد كه علم، پيشرفت كند. به نظرم ميرسد كه جوانان بايستي در كار تحصيل علم، حقيقتاً از نيروي جوانيشان مايه بگذارند.1
هر كاري هم بخواهيد بكنيد، در دوران جواني ميشود كرد؛ يعني در هر سه زمينه - هم در زمينه علمي، هم در زمينه تهذيب نفس، هم در زمينه ورزش - بايد در جواني كار كنيد؛ البته همه ميدانند كه در دوره پيري، ورزش اين قدر تأثيري كه در دوره جواني دارد، ندارد؛ اما غالباً تهذيب نفس را نميدانند. خيال ميكنند انسان بايد بماند؛ پير كه شد، عبادت و تهذيب نفس كند؛ در حالي كه آن وقت تهذيب نفس، مشكل و گاهي محال است. در دوره پيري، تهذيب نفس، سخت است؛ اما در دوره شما - در دوره جواني - تهذيب نفس، خيلي آسان است. به هرحال، جوانان اين سه كار را بايد جدّي بگيرند.2
گاهي با خود فكر ميكنم جوان كه در بهترين اوقات عمر خود به سر ميبرد؛ اگر بخواهد سرمايهاي را به دست بياورد كه موفقيت دنيايي و آخرتي او را تضمين كند، دنبال چه چيزي بايد باشد؟
سؤال مهمي است؛ اولاً مورد نظر، موفقيتهاي دنيايي و اخروي است -جسم و جان، فكر و دل- ثانياً اين سؤال، مخصوص به يك دسته از جوانها هم نيست.
پاسخي هم كه به ذهن من ميرسد، باز مخصوص يك دسته از جوانها نيست؛ يعني اين جور نيست كه فرض كنيم اين پاسخ، مخصوص جوانهاي كاملا متدين و متعبد است؛ نه، حتي اگر جواني را فرض كنيم كه از لحاظ تعبد و تدين، در رتبه خيلي بالايي هم نباشد، باز اين پاسخ درباره او صدق ميكند؛ حتي اگر فرض كنيم جواني را كه در برخي عقايد خود مشكلي هم داشته باشد، باز اين پاسخ درباره او صدق ميكند.
جوابي كه من به آن رسيدهام، اين يك كلمه است: «تقوا»! اگر جوان، در دوره جواني سعي كند تقوا داشته باشد - با همان تعريفي كه در فرهنگ ديني و قرآن از تقوا شده است - بزرگترين سرمايه را - هم براي درس، هم براي فعاليتهاي سازندگي، هم براي عزت دنيوي، هم براي به دست آوردن دستاوردهاي مادي و هم براي معنويت، اگر اهل معنويت است - به دست آورده است.
حتي براي آن آفاق بسيار دور و درخشان معنويت هم كه معمولاً آدمهاي متوسط، قدري از آن آفاق، دور هستند -آفاق عرفاني و معنوي و همان چيزهايي كه در كلمات عرفا و بزرگان و اهل عشق معنوي هم به آنها اشاره شده است- تقوا سرمايه است.3
پي نوشت:
1. از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با جوانان به مناسبت هفته جوان، 07.02.1377.
2. از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با جوانان به مناسبت هفته جوان، 07.02.1377.
3. از سخنان رهبر معظم انقلاب در ديدار با تشكلهاي مختلف دانشجويي دانشگاههاي تهران، 24.10.1377.