 رهبر معظم انقلاب اسلامی سال جاری را سال همت و کار مضاعف نام نهاده اند. همت مقدمه ی شروع و انجام هر کار است. برای هر کار باید به ضرورت شروع آن کار بیاندیشیم، تا ضرورت حرکت معلوم نشود ،اراده ای به آن تعلق نمی گیرد و کاری هم صورت نمی پذیرد. در کار برای امام زمان علیه السلام و جهاد فرهنگی برای بسط فرهنگ مهدوی باید به ضرورت این حرکت واقف شد . بارها شده است که تحت تاثیر کلام وعاظ دینی و مداحی مدیحه سرایان و فصای معنوی حاصل از مراسم مذهبی یا حضور در اماکن و زمان های خاص ، به کار برای امام زمان و یاری کردن حضرت علاقه مند شده ایم اما با گذشت مدتی کوتاه و سرگرم شدن مجدد به اشتغالات دنیوی آن شوق وعلاقه به سردی گراییده و با اراده و حرکت گره نخورده است.
چرا اینگونه می شود؟
حقیقت آن است که انسان تحت تاثیر احساسات و یافته های درونی و یا در اثر شرایط محیطی و خارجی به حرکت و جنبش در می آید. این حرکت ناشی از انسانیت انسان و یک ضرورت است. آیا ضرورت این حرکت را از اعماق وجود احساس کرده ایم؟ جواب منفی است . اینکه دیگران گفته اند و نوشته اند و ما شنیده ایم و خوانده ایم کافی نیست. باید خود به احساس و درک رسیده باشیم ؛ همانگونه که احساس تشنگی ما را برای رفع آن به حرکت وا می دارد.
ضرورت حرکت به سمت دوستی واقعی با امام علیه السلام و یاری صادقانه آن حضرت از همان مقوله است. این ضرورت باید در دل و جان ما احساس شود و ریشه بدواند. باید خود احساس کنیم که در جایی که ایستاده ایم با جایی که می توانیم باشیم فاصله زیادی است.ما که برای رسیدن به یک مقام و حتی یک لیوان آب این قدرکوشا هستیم ضروری تر از آن برایمان وجود ندارد ؟ آیا سطح و اندازه ما همین حد است؟ جواب این سوال را باید از درون خود بیابیم ، نه اینکه صرفاً تلقینی و تحمیلی باشد. اگر حرکت به سمت ایجاد جامعه ی عدل جهانی از طریق یاوری منجی عالم بشریت درونی شد و صرفاً از روی تقلید و تلقین و تحمیل نبود، آنگاه مستمر خواهد شد.موانع هم نمی تواند انسان از این حرکت باز دارد . کسانی که با سر بالا و بر اساس نیاز فطری ،حرکت متعالی دارند هیچگاه متوقف نخواهند شد.
ضرورت حرکت و غلبه بر یکجا ماندن – در امر یاری دین و نظام امامت – باید حتی از اصل وجودمان هم مهم تر باشد تا بتوانیم به خاطر آن فدا شویم .اگر این ضرورت تا این سطح درک نشده باشد قطعاً در راه می مانیم.
جهاز وجودی و ساخت فطری انسان به گونه ای است که ایستادن و در جا زدن را بر نمی تابد. خود آگاهی و بینشی که در وجود آدمی به ودیعت نهاده شده است او را به سمت کمال - که منجی هم یکی از مظاهر آن کمال است – به پیش می راند. حتی کسانی هم که حرکتی به این سمت ندارند خود را با تنوع ها یا منجی های دروغین سرگرم می کنند . این منجی خواهی نشانگر نیاز ارضا نشده ی انسان است و باید به نحو صحیح پاسخ خود را دریافت کند و گرنه به گرسنه ای می ماند که اگر غذای سالم به او عرضه نشود به نجاست هم روی می آورد.علاوه بر حرکت فطرت جوی آدمی، خودشناسی انسان هم او را به حرکت وادار می کند. اگر انسان قدر و ظرفیتش را شناخت لحظه ای توقف را جایز نمی داند. چنین انسانی یاری آخرین ذخیره ی الهی بر روی زمین را معادل وسعت وجودی اش تا امتداد ابدیت می داند. علی علیه السلام جهل را در همین می داند که انسان ارزش خود را نشناسد (کفی بالمرء جهلاً ان لا یعرف قدره). همین که انسان قدر خود را شناخت و مقصد خود را دانست ، بر اساس آن ارزش وجودی و ارتباطات و اهمیت مقصد خود لحظه ای در شروع حرکت درنگ نخواهد کرد . تا انسان به بینش و بصیرت واقعی نسبت به قدر و قیمت خود نرسد به حرکت واقعی نخواهد رسید. عظمت انسان در بینش اوست نه دانش او . مادام که این بینش و خود آگاهی پدید نیاید ، دانش او نقطه ضعفش می شود و در راه باطل از آن بهره برداری می گردد. پس از آنکه انسان امتداد عظیم خود را حس کرد و به بینش درخود و وجود انسانی خویش دست یافت ، در ارتباطش با جامعه به نیازهایی دست می یابد که این نیازها ، به طورواقعی ، با ظهور منجی رفع خواهد شد. نیاز به " امنیت"،"رفاه"،"تربیت" و "عدالت" از مهم ترین نیاز های جامعه انسانی است و برای رفع این نیازها چاره ای جز حرکت به سمت جامعه مهدوی و تلاش آحاد جامعه ی انسانی نیست. اگر به این موضعی که هستیم دل خوش کنیم حرکتی نخواهیم داشت . اگر گفتیم و شنیدیم و دانستیم اما حرکت نکردیم ، همین آگاهی ها برای ما به غل و زنجیر بدل خواهد شد . یک عمر درباره ی مهدی علیه السلام می گوییم و می شنویم اما به اندازه ی یک لحظه هم حرکت نمی کنیم. با باری از معلومات و مطالعات به حرکت نرسیده ایم و این بار اگر بازده نداشته باشد چه کمرها که نمی شکند...
الهی بصیرمان کن تا حرکت کنیم و حرکتمان را با اخلاص صفا بخش!
الهی همتمان را در راه یاری دینت و یاوری حجتت بلند کن و کارمان را در این مسیر مضاعف گردان!
خداوندا دعا برای ظهور مهدی علیه السلام را از لقلقه ی زبان به دغدغه ی ذهن بدل کن و آنگاه از دغدغه ی ذهن به مشغولیت دل و جان و دستهایمان جاری فرما!
آمین یا رب العالمین
|