 سال دهم هجری است و مسلمانان ازکنگره عظیم صبح بر می گردند. جبرئیل امین بر پیامبر وارد می شود و یک پیام فوق العاده مهم را به پیامبر اسلام ابلاغ می کند. این پیام هشدار گونه را به پیامبر گرامی اسلام تفهیم میکند که اهمیت تمام دوران رسالت و مجاهدت های او یک طرف و اهمیت ابلاغ این پیام آخرین هم یک طرف؛ به گونه ای که عدم ابلاغ آن به معنی بی نتیجه ماندن رسالت است.قبل از اینکه اقوام و قبایل پراکنده شوند و هر یک به سوی دیار خود رهسپار شوند پیام ابلاغ گردید و ندای «مَن کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مُولاه» در غدیر خم گوش به گوش گشت و دستان مسلمانان از عوام و خواص ایشان به سوی بیعت با علی دراز شد و همه چیز حاکی از ادامه رسالت رسول خدا (ص) در قامت امامت و زمامداری علی «علیه السلام» بر مؤمنین بود...
چادر ماتم بر سر بلاد اسلامی با رحلت رسول گرامی اسلام گسترانده شد. علی(ع) مشغول تجهیز رسول خدا(ص) برای دفنش در دل خاک بود، که خبر سقیفه درهمه ی بلاد پیچیدو عهدشکنی خواص و آنانی که درروز غدیر صدایشان به تبریک گوئی « بَخٍ بَخٍ لَکَ یا اَمیر المومنین» خطاب به علی عَلیه السَّلام بلند کرده بودند بر همگان آشکار گشت ، دوران مظلومیت و غربت ،شهادت و اسارت و آوارگی و انزوای خاندان حضرت خاتم (ص) آغاز شدو هر روز بر فشارها و تنگناها علیه ایشان اضافه گردید. بیست و پنج سال خانه نشینی علی با تحمّل خار در چشم و استخوان در گلو سپری شد و طولی نکشید که آن عهد شکنی اولیه به شهادت علی در محراب منجر شد. زهرا (ع) در طول حیات کوتاهش مصیبتها دید؛ پیکر حسن (ع) تیر باران شد و سر حسین (ع) منزل به منزل بر سر نیزه ها خود نمایی کردو امامی نماند مگر اینکه مسموم یا شهید شد و دست آخر هم « غربت و آوارگی و تنهایی و طرد شدگی...» - همانگونه که علی (ع) فرموده اند- نصیب آخرین امام معصوم ، حضرت حجّت عَلیه السَّلام گردید.داستان غم انگیز مظلومیت اهل بیت و غیبت حجت بالغه ی الهی پس از گذشت هزارو صد و هفتاد سال همچنان ادامه دارد. در غیبت آن امام و در اثر کوتاه ماندن دست بشر از حاکمیت امام معصوم ، بحران های روحی و اجتماعی جامعه ی بشری به نهایت خود رسیده و دست بشریت برای آمدن منجی موعود به سمت آسمان بلند شده است. هر کس را که می بینی به دامن موعود- با مصادیق و مختصات متفاوت – آویخته و ظهور او را انتظار می کشد.دردها و آلام بشریت نیاز مند دستان التیام بخش کسی است که شفای همه دردها نزد اوست و از شدت این نیاز ، بازار جعل و تقلب در عرصه ی عرفان های کاذب ومنجی های دروغین بیش از پیش رونق گرفته و انسان را، سرخورده، به این سو وآن سو می کشاند.
وامروز...
پس از هزارو چهارصدو بیست سال از گذشت واقعه ی غدیر و بیعت امت با امام ، غدیری دیگر لازم است تا بیعتی دوباره شکل بگیرد. آن هم بیعتی پایدار و حقیقی و نه پیمانی سست و فراموش شدنی.
امروز بیعت های زبانی شیعیان با امام خویش باید به بیعت قلبی و عملی با آخرین وحی رسول(ص) بدل شود. قلب های منتظران – از هر قوم و ملتی و هر زبان و آیینی- باید آماده پذیرش منجی موعود شود و او را در هر کوی و برزنی جستجو کندو شیعه ی مهدی موعود عَلیه السَّلام نیز لازم است تا به اضطرار خود نسبت به ظهور امام معصوم پی ببرد و با او پیوند حقیقی بخورد.
در غدیر خم وجود گرامی رسول الله ، زمانی که دستان علی را بالا برد و ندای «مَن کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مولاه» را سر داد ، به تحقیق همزمان ندای «مَن کُنتُ مولاه فَمَهدی مولاه» را هم سر داده است و بی حکمت نیست که آن حضرت در جای خطبه ی گرانسنگ غدیر از وجود مقدس امام زمان (ع) سخن به میان آورده است.
بیعت شکنی امروز ما با مهدی همانقدر قبیح است که پیمان شکنی مردم مدینه و کوفه با علی و حسین (ع) زشت بود و اگر آن عهد شکنی ها ظلم بر امام بودغفلت امروز ما از امام زمان (ع) هم ظلمی دیگر بر ائمه ی معصومین (ع) است. اگر در غدیر به حکم منطق سخن از امامت مهدی (ع) و بیعت با او رفته باشد وظیفه ما سر نهادن به این بیعت است اگر چه آن امام در پس پرده ی غیبت باشد. وفا با مهدی آن هم قبل از ظهور ارزشی صد چندان نسبت به پیمان با او ، پس از ظهورش ، دارد؛ همانگونه که قرآن کریم مسلمان شدن پس از فتح را با مسلمان شدن قبل از فتح مساوی ندانسته است.
امروز را هم غدیر بدانیم و بار دیگر دستان مهدی و نائبش –در عصر غیبت- را بفشاریم و آن را رها نکنیم. هر روز غدیر است و هر زمان فصلی نو برای بیعت محکم و تخلف نا پذیر بین امت و امام.
ان شاءا...
اَلحَمدُالله الَذی جَعَلنا مِن المتمُسکینَ بِوِلایَته علی اِبنِ ابیطالِب و الائمه المَعصومین علیهم السَلام.
والسَّلام
|